زنده ماندن Staying Alive
John Dill, NPS (National Park Service) Search and Rescue
جان دیل، بخش تحقیق و نجات سازمان خدمات پارک ملی [ یوسمیت آمریکا ]
بیشتر سنگنوردان، کار بزرگی انجام می دهند که از عهده پیشامدهای ورزش شان برمی آیند. در حالیکه هنوز هر ساله، بیش از 100 حادثه سنگنوردی در این پارک رخ می دهد. چه عواملی در آنها دخالت دارند؟ سنگنوردان چه کاری می توانند - اگر میتوانند! – انجام دهند تا از حوادث دوری کنند؟ و واقعاً سنگنوردی با هر شیوه ای، چقدر خطرناک است؟ با مد نظر داشتن این سوالات، سازمان خدمات پارک ملی[ یوسمیت آمریکا ] به تازگی بیشترین حوادث جدی که از 1970 تا 1990 در پارک اتفاق افتادند را مورد بررسی قرار داد. این مطالعه، نتایج جالبی را برای آنهایی که می خواهند زنده بمانند فراهم می کند.
در این مدت پنجاه و یک سنگنورد، در اثر آسیب های ضربه ای کشته شده اند. بیشتر از دوازده نفر که شدیدا آسیب دیده بودند، به دلیل عدم انتقال سریع و درمان پزشکی مرده اند. به علاوه تعداد زیادی آسیب های جدی ولی قابل زنده ماندن، از ترک خوردگی جمجمه گرفته تا شکستگی پا ( دست کم پنجاه شکستگی در هر سال اتفاق افتاده) و تعداد بیشتری از بریدگی ها، کوفتگی ها و پیچ خوردگی ها وجود داشته اند.
تعجب برانگیز نیست که بیشترین آسیب ها،در طول صعود های سرطناب اتفاق افتاده و کف پا، مچ پا و ساق پا را در بر گرفته است؛ و برای خیلی ها، اینها خطرات پذیرفته شده سنگنوردی هستند. با این وجود، سقوط های سرطناب فقط 25 درصد آسیب های مرگبار و نسبتا مرگبار ضربه ای را شامل می شوند؛ تقریبا 10 درصد در اثر سقوط از صخره، 25 درصد در حین صعود های بدون طناب و 40 درصد به علت اشتباهات ساده در استفاده از ابزار بوده اند. تشخیص در خیلی از موارد آسان نیست؛ ممکن است چندین عامل دخیل باشند؛ و بعضی اوقات مورد سنجش قرار دادن ماجراجویی های شگفت انگیزی که سنگنوردان داشته اند، سخت است.
آنچه در شمار کشته ها لحاظ نشده آسیب های محیطی است. به دلیل تجهیز نشدن کافی برای مقابله با شرایط آب و هوایی، چهار سنگنورد در اثر سرما زدگی مردند و شاید اگر سایر نمونه های این چنینی نجات داده نمی شدند تلفات ناشی از سرما و گرما به بیش از 45 نفر می رسید.
به طور متوسط در هر سال،15 تا 25 گروه حداقل یک بار به عملیات نجات NPS نیاز پیدا می کنند. بیش از 60 سنگنورد با پای خودشان به درمانگاه پزشکی یوسمیت می آیند و تعداد نامعینی با انجام درمان پزشکی در بیرون از پارک ( حتی در میخانه پناهگاه کوهستان!! )از ثبت همیشگی آماری می گریزند.
بیشتر قربانیان یوسمیت، سنگنوردان با تجربه هستند، 60 درصد به مدت سه سال یا بیشتر سنگنوردی می کرده اند، دست کم 5.10 سرطناب می روند، در شرایط خوبی هستند و اغلب سنگنوردی می کنند. صعودهای کوتاه و دیواره های بلند، مسیرهای آسان و انواع دشوارش – همگی سهم شان را از حوادث می گیرند.
NPS هیچ آماری از تعداد سنگنوردانی که از پارک استفاده می کنند، نگه نمی دارد اما 25000 تا 50000 سنگنورد – روز [تعداد روز های حضور در پارک ضربدر تعداد سنگنورد – مترجم] در هر سال تخمین خوبی است. با مد نظر داشتن این رقم، 2.5 مرگ و تعداد کمی آسیب های جدی در هر سال، نرخ نسبتا پایینی به نظر می رسد. با این وجود، اگر دوران سنگنوردی تان با یک شکستگی لگن یا حادثه ای بدتر، کوتاه شود جای نگرانی دارد. همچنین نگران کننده است وقتی در نظر بگیرید که دست کم 80 درصد مرگ و میرها و خیلی از آسیب ها به راحتی قابل پیشگیری بودند. در اکثر موارد معلوم میشود که یک غفلت، یک رویکرد سهل انگارانه و یا حواس پرتی خطرناکترین جنبه های ورزش هستند.
همانطور که همیشه می گویند « برآورد درست از تجربه غلط ناشی می شود » در صفحاتی که در ادامه می آیند 21 سال تجربه غلط – موقعیت های دشواری که سنگنوردان یوسمیت با آن مواجه شدند، اشتباهاتی که مرتکب شدند و تذکرهایی برای پیشگیری از تجربه های نادرست خودتان، خلاصه شده است. این اطلاعات، در بیشتر موارد از تحلیل خود قربانیان و یا شاهدان گرفته شده است.
خطرات محیطی

در یازده اکتبر 1983، یک سنگنورد در اثر خستگی ناشی از گرما، بر روی دیواره ال کاپیتان (El Cap) وحشتناک پاندول شد. در یازده اکتبر 1984 یک تیم بر اثر هیپوترمی ( کاهش درجه حرارت کلی بدن) بر روی دیواره واشینگتن کالم (Washington Column) از حرکت ایستادند. شما باید این بازه وسیع آب و هوایی را در تمام طول سال محتمل بدانید.
گرما – تابحال هیچ سنگنوردی در یوسمیت بر اثر گرما نمرده است، اما شش تیم تا سرحد مرگ پیش رفتند. آنها به سختی حرکت می کردند و فقط جان بدر بردند، چون مرگ بوسیله بی آبی فرآیند نسبتا آهسته ای است و فرصت لازم را به نجات دهندگان می دهد تا به محل برسند.
دما بر روی دیواره های آفتابگیر، اغلب از 100 فارنهایت[38 درجه سانتیگراد] فراتر می رود، اما حتی در هوای خنک نیز، سنگنوردی در تمام طول روز به آب زیادی احتیاج دارد. مقدار حداقلی که عموما پذیرفته شده، دو لیتر آب برای هر نفر در روز است که پایین ترین حد ممکن است. این آب مقداری که مصرف می کنید را جایگزین نمی کند، بنابراین اجازه ندهید فکر داشتن کوله کشی سبک، اندیشه غالب تان باشد و آب اضافی برای تاخیرهای پیش بینی نشده بردارید. همه آّب تان را در یک ظرف نریزید و مواظب نشتی ها باشید.
اگر متوجه شدید آب خیلی کمی دارید، به یاد داشته باشید که بی آب شدن وحشتناک نیروی شما را تحلیل می برد و از آن بیشتر حرکات شما را کند می کند. تبدیل یک تشنگی ساده به ناتوانی و توقف کامل در یک روز امر غیر معمولی نیست. ادامه صعود ممکن است گزینه عملی باشد، اما اغلب سنگنوردان گفته اند " ما باید هنگامی که می توانیم به پایین برگردیم."
طوفان ها – ما هنوز می شنویم که سنگنوردان می گویند " در یوسمیت هیچ وقت باران نمی بارد" ولی در واقع طوفان های وحشتناکی در طول سال وجود دارند. چهار سنگنورد در اثر هیپوترمی مردند و تقریبا 50 نفر نجات داده شدند که بیشترشان به هیچ وجه جان سالم بدر نمی بردند. تعدادی از آنها بسیار کارکشته بودندو تجربه های برنامه های آلپاین زمستانی، دیواره های یوسمیت و شب مانی های طوفانی را با بهترین معیارها در کارنامه تخصصی شان داشتند. در بیشتر موارد، آنها ابزارهای زیر حد استاندارد بکار برده، یک یا دو اشتباه دیگر مرتکب شده و نتوانسته بودند با هجوم آب مقابله کنند.
رگبارهای کوهستانی در بهار، تابستان و پاییز معمول هستند. آنها ممکن است ناگهان از پشت یک آسمان صاف آبی پدیدار شوند و در حالی که نزدیک شدنشان بوسیله مسیری که بر رویش هستید پنهان مانده، به سرعت تغییر موقعیت دهند. چند دقیقه هشدار تمام فرصتی است که شما دارید. رگبارها ممکن است فقط دو ساعت طول بکشند، اما بسیار شدید هستند و با مقادیر زیادی آب تقریبا یخ زده مخلوط با تگرگ، بادهای قوی و رعد و برق همراهند. گردباد ممکن است یک فوت عمیق بوده و بقدر کافی سریع باشد تا باعث ریزش صخره شود. یک بازگشت دستپاچه، یک طناب پاره شده و فریادهایی برای کمک از عواقب معمول آن هستند.( یک جوک معروف می گه که در یکی از این روزا، یه نفر در حین صعود مسیر تولم (Tuolumne) غرق می شه. و این کاملا ممکنه.)
هنوز هیچ سنگنوردی در چنین طوفانی نمرده است چون نجات دهندگان قادر به واکنش بوده اند. همچنین هیچ سنگنوردی در اثر رعد و برق نمرده است، اما چند نفر نزدیک از دست رفتن بودند و راهپیمایان در منطقه هاف دام (Half Dome) و جاهای دیگر کشته شدند. هرچه سریعتر از مسیر رگبارها دور شوید و از قله ها و پروژه هایتان صرفنظر کنید.
سامانه طوفان های بزرگ اقیانوس آرام، ثابت کرده اند که خطرناکتر هستند. آنها در هر زمانی از سال - اغلب از سپتامبر تا می - در منطقه سیرا (Sierra) می وزند. آنها غیرقابل پیش بینی هستند و اغلب پس از چند هفته هوای عالی و مدهوش کننده، پشت سرهم ظاهر می شوند. در منطقه هاف دام، ممکن است در ماه ژانویه باران بیاید و در ماه جولای برف ببارد. این طوفان ها خطرناک هستند، چون معمولا آنقدر گرمند که حتی در زمستان که هوا بقدر کافی برای کشتن یک سنگنورد بدون پوشش سرد است مرطوب باشند. آنها از یک تا چند روز طول می کشند و اگر نتوانید فرار کنید، شانس خیلی کمی برای زنده ماندن دارید.
در نبود هرگونه خاکی برای جذب، آب باران بر روی دیواره ها به شکل جریان ها و آبشارها جمع شده و از دماغه ها پایین می ریزند و از درون کنج هایی که در تلاش برای صعود یا شب مانی بر رویشان هستید، عبور می کنند. باد از تمام جهات و از جمله مستقیما از بالا، فشارآب را زیاد می کند. باد می تواند یک چادر تونلی پلاستیکی را پاره کند یا آنقدر از بالا و پایین به دهانه چادر بوزد تا میله هایش بشکند یا درزهایش پاره شود. سطوح برآمده و سایر نقاط سقف دار همیشه ایمن نیستند. ممکن است جریان ها و آّبشارهای چندین متر دورتر، مستقیما به محل شب مانی شما هجوم آورند و فشار حاصل از آن، طناب حمایت شما را پاره کند. حتی یک سوراخ کوچک در سرپناه تان، می تواند به مرور شما را مغلوب کند. ممکن است دما شدیدا کاهش یابد و سطح بخش بعدی دیواره، طناب ها و کیسه خواب تان یخ بزند.
همینکه در معرض سرما و آب قرار گرفتید با معضلی اساسی روبرو هستید، چون همه راه حل های ممکن پایان یافته اند. اگر جان پناه تان را ترک کنید و صعود کنید یا فرود بروید، سریعتر از آب و باد، آسیب می بینید. حتی با ابزار خوب هم، هر موقع دست تان را بالا بیاورید، آب وارد آستین هایتان می شود. همینکه دمای بدنتان کاهش یابد شروع به اشتباهات احمقانه می کنید، مثلا گیره ها را درست نمی گیرید و ابزارها از دست تان رها می شوند. شما شدیدا دچار هیپوترمی شده اید و بزودی در آنجا، بدون هیچ حرکت دیگری فقط آویزان خواهید ماند. این سناریو خیلی سریع اتفاق می افتد. در دو حادثه جداگانه، سنگنوردان بر روی طول آخر مسیر دماغه [ال کاپیتان] آنچه را که به عنوان حمایت داشتند باز کردند تا سریعتر به بالا برسند. آنها همگی در همان طول کشته شدند.
ماندن هم گزینه بهتری نیست. اگر به کمک نیاز داشته باشید، ممکن نیست کسی شما را ببیند یا صدای شما را بشنود و علاوه بر این دسترسی به شما در این هوا، نسبت به هوای خوب چند روز بیشتر طول می کشد. کسانی که جان سالم بدر برده اند، می گویند تا موقعی که این شرایط برای آنها پیش نیامده بود، هیچ تصوری از مدت زمانی که می توانستند بدون کمک مقاومت کنند نداشته اند. برای اینکه خودتان را محک بزنید، یک شب سرد و طوفانی، در مقابل فواره شیلنگ آب باغچه تان بایستید. چه مدت دوام می آورید؟
بیواک های دیواره های بلند
علی رغم این سناریو خشن، احتیاط های عاقلانه، بیواک های دیواره های بلند در هوای طوفانی را به چند مزاحمت کوچک تبدیل می کند.
· پیش بینی آب و هوا را دقیقا قبل از شروع بررسی کنید، اما به آنها اتکا نکنید. برای چند تیم، پیش بینی ها هیچ نشانه هشداری فراهم نکرده بود.
· همیشه فرض کنید با یک طوفان مواجه خواهید شد و کیسه بیواک هم در اختیار ندارید.
· از دوستانتان بخواهید به محض اینکه پیش بینی ها یا آب و هوا بد شد، وضعیت شما را بررسی کنند.
· پیشاپیش پیامدهای برگشت از هر نقطه مسیر را بررسی کنید.آیا ابزار رل کوبی آورده اید؟ آیا برای وصل شدن به صفحه رل ها و جاگذاری بادامک ها در شکاف های دور از دسترس در هنگام فرود از بخش های کلاهکی، چیتر استیک(cheater stick) همراه دارید؟
· اگر بارندگی شروع شد، در مورد صعود «یک طول بیشتر» دوچندان تامل کنید- اگر خیس شدید هرگز خشک نخواهید شد – بهتر است هنگامی که هنوز خشک هستید کیسه بیواک تان را نصب کنید.
· همانطور که خیلی از تیم ها تجربه کرده اند، طناب های یخ زده برای صعود یا فرود غیرقابل استفاده هستند، پس سریعتر آنها را کنار بگذارید.
با وجود همه این اشاره ها و ترفندها، برای خارج شدن از طوفان مسئله اصلی توانایی خود شماست. اولویت اول این است که از آب و باد در امان باشید. دوم اینکه بقدر کافی پوشیده باشید تا گرم بمانید حتی اگر با وجود پوشش زیاد عرق کنید.
o در بهترین موقعیت ها و با ابزارهای باکیفیت ابزار گذاری کنید و ابزارهای کلیدی را به خاطر کوله کشی سبک تر جانگذارید. هرگز با یک هم طناب دارای تجهیزات کم صعود نکنید، چون مسئولیت او هم بر گردن شما خواهد بود.
o برای پوشش هرگز به کتان یا پر اعتماد نکنید (حتی اگر با لایه ای از پارچه های ضدآب تنفسی پوشیده شده باشند)حتی نایلون هم آب را جذب می کند. عایق های پشم، پلی پروپیلن و پلی استر وقتی خیس هستند تقریبا گرم می مانند و الیاف مصنوعی خیلی سریعتر خشک می شوند. لباس زیر بلند، شلوار گرم، پیراهن پشمی، کاپشن،کلاه طوفان/کلاه معمولی، دستکش، کیسه خواب، زیرانداز عایق، پاپوش یا جوراب اضافی، و مقادیر زیادی غذا و آب – کم آبی فرآیند هیپوترمی (کاهش درجه حرارت کلی بدن – مترجم ) را تسریع می کند – همراه داشته باشید.
o هنگامی که هوای بارانی دارید، از پارچه های ضدآب تنفسی، نایلون های روکش شده یا لباس هاس چسبنده و لیز دریانوردان استفاده کنید. شلوار و کاپشن بادگیر، روکش دستکش، کیسه بیواک و ننو یا چادر معلق با پوش ضدآب همراه ببرید. پوش خیلی مهم است، باید از جنسی قرص و باکیفیت عالی باشد، ننو را کاملا بپوشاند و درزهایش کاملا آب بندی و محکم باشد. برای خوابیدن روی تاقچه ها، یک روکش چادر بزرگ یا تکه ای پلاستیک تقویت شده بسیار محکم و ابزار برپاکردن آن را با خود ببرید. سپس امیدوار باشید تاقچه تان به دریاچه تبدیل نشود. آیا می دانید که چگونه حمایت گرفته شده از کارگاه را به داخل پوش ببرید بدون اینکه آن را سوراخ کنید؟آیا می دانید که پارچه های لیکرا (Lycra) بیشتر مقاومت می کنند یا پارچه های بارانی؟
هشدار: برخی از سنگنوردان، پارچه های ضدآب تنفسی را در بوجود آمدن شرایط مرگبار مقصر می دانند. آنها ادعا می کنند نوعی از این پارچه ها که بتواند مجازات طوفان در دیواره ها را تخفیف دهد وجود ندارد. بدون توجه به درست یا اشتباه بودن ادعای آنها، شما باید خودتان قضاوت کنید. پیشاپیش و تحت شرایط دشوار وسایل تان را امتحان کنید، اما در جایی که بتوانید براحتی فرار کنید.
برای اطلاعات بیشتر در مورد هوای خراب، شامل تشریح زدن کارگاه های مقاوم در برابر آب، نگاه کنید به مقاله
[نجات یافتن در دیواره های بلند] نوشته برایان بنت، ماهنامه کلایمبینگ، شماره های فوریه و مارس 1990.
(“Surviving Big Walls” by Brian Benett, Climbing, Feb.Mar 1990)
بیواک های غیرمنتظره- گرفتار شدن در تاریکی مخصوصا در صعودهای بیشتر از یک روزه و مسیرهای برگشت مانند Royal Arches [طاق نماهای سلطنتی] و Cathedral Rocks [صخره های کلیسای جامع] امر معمولی است و خیلی راحت اتفاق می افتد – یک شروع دیر، یک همطناب آهسته، مسیر اشتباه، یک طناب پاره شده یا سقوط کرده، یا یک قوزک پیچ خورده. معمولا جایی برای نگرانی نیست، اما اگر تجهیز نباشید حتی یک باد سرد یا یک طوفان ملایم می تواند خطری جدی محسوب شود. یک مرگ و تعدادی حادثه بسیار خطرناک در همین وضعیت اتفاق افتاده است. برای اینکه یک نمونه آماری نشوید:
§ برای کوله یک روزه هر شخصی وسایل زیر را در نظر داشته باشید: لباس زیر بلند، دستکش،کلاه طوفان، شلوار و کاپشن بارانی(که برای بادگیر شدن دولایه شده). در هوای گرمتر، همه اینها می توانند از انواع سبک وزن باشند. اگر برای شما خیلی سنگین است دست کم شلوار و کاپشن پلاستیکی یکبار مصرف یا چادرهای استوانه ای که تقریبا جایی نمی گیرند همراه داشته باشید. در هوای سردتر لباس گرم بیشتری بردارید. یک چراغ پیشانی با لامپ یدکی و باتری های نو، برای پیدا کردن کارگاه های ایمن، علامت دادن برای کمک یا اصلا پیش گیری از بیواک خیلی مهم است. کبریت و باریکه های آتش می توانند چوب های خیس را روشن کنند. بعد از یک شب سگ لرز زدن، غذا و آب باعث افزایش سلامتی شما می شوند.
§ وسایل حیاتی تان را تا هنگامی که سالم هستند پیش خودتان نگه دارید و نزد هم طنابتان نگذارید. سنگنوردانی که از وسایل شان جدا افتاده اند و هرکدام در مسیرهای ابتکاری مشغول شده اند، بعضی اوقات با پیامدهای وحشتناکی روبرو شده اند.
§ ایستادن تحت خودحمایت بر روی کارگاه های ضعیف، روش مناسبی برای سپری کردن شب نیست. اگر بیواک اجتناب ناپذیر است تا لحظه ای که نور کافی برای پیدا کردن یک جانپناه ایمن و/یا مکان راحت ندارید صعود نکنید.

فرودها- از کتاب های راهنما و دوستانتان مشاوره بگیرید اما در مقابل این توصیه که مسیر فرود واضح است محتاط باشید؛ پیشاپیش سرتاسر مسیر را نگاه کنید. اگر نقشه مسیر صعود را با خود حمل می کنید، یک نقشه یا یک عکس هم از مسیر فرود داشته باشید. محافظ اصلی شما توانایی مسیریابی است که به تجربه نیاز دارد. برخی مکان های دشوار برای مسیریابی: North Dome Gully [گردآبکند شمالی]، The Cat Walk [مسیر کت]، Michael’s Ledge [تاقچه مایکل]
· خیلی از حماسه های فرودهای بزرگ موقعی بوجود می آیند که فرصت یک فرود ساده از دست می رود. قبل از اقدام برای فرودهای بلند، بادقت بدنبال آنها باشید- نتایج این کار مطمئنا ارزش تلاش دارد.
· ردپاها و کارگاه های فرود، برعکس شما را به جای مشخصی راهنمایی نمی کنند- آنها هم اشتباه افراد دیگری بوده اند. بخواهید و قادر باشید مسیری را که برای رسیدن به کارگاه فرود طی کرده اید برگردید و به یاد داشته باشید که در برگشت کراکس مسیر لزوما در بالای آن نیست.
· برای بررسی بیشتر یک فرود نامطمئن، بلندترین مسیر مستقیم ممکن را در نظر بگیرید (160 فوت با یک طناب، 320 فوت با دوطناب) یاد بگیرید که بر روی طناب راحت باشید و اطراف کنج ها جلو و عقب بروید تا کارگاه بعدی را پیدا کنید. ابزار کافی با خود داشته باشید و نحوه استفاده از آنها را بدانید تا درصورت نیاز بتوانید بر روی طناب بالا بروید.[صعود میمونی- مترجم]
· اگر تا پایان طناب هیچ کارگاهی ندیدید، باید با استفاده از ابزار خودتان کارگاه بزنید. در هنگامی که کارگاه ها، پی در پی بر اثر ریزش سنگ و یخ، از بین می روند این مورد جایگزین کردن مسیر دیگری برای فرود را نیز شامل می شود. این مسئله حتی ممکن است به این معنی باشد که همیشه ابزار رل کوبی همراه داشته باشید.
· در نظر داشته باشید که حتی برای فرودهایی که یک حلقه طناب جواب می دهد و مسیرهای خیلی کوتاه هم، یک حلقه طناب اضافی 9-7 میلی متری بردارید. شما با استفاده از کارگاه های کمتر در وقت صرفه جویی می کنید، ابزار کمتری جا می گذارید و در مواقع اضطراری راحت تر از مسیر صعود باز می گردید. این یکی از امتیازهای صعود دوطنابه است. اما فراموش نکنید که طناب های نازکتر در مقابل لبه های تیز، آسیب پذیرتر هستند.
· شکست ناشی از طناب خیس یا تاب خورده، اسلینگ ها، لبه ها، شکاف ها و تکه های سنگ ممکن است طناب تان را گیر بیندازد. در هنگام زدن کارگاه، پیشاپیش این مورد را مدنظر داشته باشید و برای پیشگیری از شکست طناب ابزار جا بگذارید. مطمئن باشید که فردا می توانید آن ها را بردارید!
· فرود با استفاده از درختان؟ فرود های کوتاهی را در نظر بگیرید، درخت به درخت. این روش آهسته است اما از گیر کردن های جبران ناپذیر پیش گیری می کند.
· آیا طناب تان گیر کرده؟ اگر هنوز دو انتهای آن را دارید، می توانید به بالا برگردید و دوباره طناب بریزید، بنابراین تا موقعی که مطمئن نیستید طناب کشیده می شود یا باید به بالا برگردید، دو انتها را نگه دارید. اگر باید از طناب بالا بروید مواظب باشید که به لبه تیز گیر نکرده باشد. فراموش نکنید که قبل از کشیدن گره های دو انتها را باز کنید.
· طناب ها و ابزار سقوط کرده، می توانند بیشتر از فقط یک شرمندگی در پی داشته باشند؛ بدون یک عملیات نجات، حتی در هوای خوب یک سنگنورد نرمال، یک سنگنورد مرده است. در هنگام رد و بدل کردن ابزار، قبل از باز کردن از حلقه فعلی، آنها را به حلقه بعدی بزنید.
سنگ های لق- مقادیر زیادی از اینها در یوسمیت وجود دارند. ده درصد از کل آسیب ها، شامل شش مرگ و یک معلولیت دائمی، در ارتباط با ریزش سنگ بوده اند. در چند مرگ دیگر، سنگ های لق دست داشته اند اما اثبات نشده اند، مثلا ممکن است گیره های دست شکسته شده و قسمت هایی سقوط کرده. ریزش های خودبخودی مشکلی نیستند، همه حوادث مرگبار و وحشتناک توسط خود قربانی، طناب یا بوسیله سنگنوردان بالادست رخ داده اند.
سنگ های قرار گرفته در آبراهه های پرشیب و روی تاقچه ها، آشکارا خطرناکند. بلوک های سنگی قابل اتکا که توسط سنگنوردان قبلی صاف و صیقلی شده اند و با چندبار اعمال وزنتان درجا لاخ می شوند، کمتر آشکار هستند. با اعمال نیروی دائمی محکمترین بلوک ها، سنگ ها و حتی تاقچه ها بر اثر وزن بدن، بادامک های متلاشی کننده یا شکست ناشی از فشار میخ فرو می ریزند. نیروهایی که به کارگاه ها و حمایت ها، حتی در اثر فرود وارد می شوند ممکن است بسیار بیشتر از میزانی باشد که شما در یک تست اعمال کرده اید. ممکن است در بررسی موشکافانه شما، گیره های دست قابل عبور باشند اما در حین حرکت بشکنند. تکه سنگی که شما پایین می کشید می تواند تنها بعد از دو فوت سقوط پای شمار ا بشکند. در آخر مواظب صخره های پوسیده باشید، مخصوصا دست کم در مورد دوتا از مرگبارترین هاشون. این اتفاقات در دو طول آخر صعودها که وارد قیف دره می شوند خیلی رایج است مثلا در Yosemite Point Buttress [شمع یوسمیت] و Washington Column [ستون واشینگتن].
The East Buttress Of Middle Cathedral Rock [مسیر شرقی شمع از صخره های میانی کلیسای جامع] یک بولینگ الی(باند بازی بولینگ- مترجم) کاملا شناخته شده است، محل بسیاری از آسیب های ناشی از ریزش سنگ. جبهه شمال غربی Half Dome [کوه نیم گنبدی] نیز یکی دیگر از آنهاست، با این شگفتی مضاعف که جوخه آتش! توریست ها نیز بر روی قله هستند. اما خطرناکترین و شگفت انگیزترین شاید ال کاپیتان باشد؛ بر روی صخره ای پر شیب بلوک های لق به طرز مخاطره آمیزی معلقند و تکه سنگ های بزرگ منتظر دست بدشانسی هستند تا ماشه آخرین شکست را بکشد.
بعضی حوادث ناشی از ریزش سنگ ممکن نیست قابل پیشگیری باشند، مگر اینکه در خانه بمانید! اما هوشیار بودن در مورد پیشامدها و پیروی از راهنمایی ها، درصد آسیب ها را کاهش خواهد داد:
o برای مسیرهای ریزش دار کلاه خود داشته باشید.
o برای ایمنی در برابر پیش بینی ناپذیری محیط، یک تکه سنگ بر روی سنگ ریزه هایی که براحتی خالی می شوند پرتاب کنید.
o از کارگاه زدن بر روی صخره های پوسیده، حتی اگر قصد بالا رفتن از آنها را دارید خودداری کنید. هنگامی که شکست همه افراد پایین دست در خطر می افتند.
o خیلی از سنگنوردان مثل موشک طناب را بالا می کشند. نگاه کنید که طنابتان را از کجا رد می کنید. از وسایل و ابزار جهت دهنده استفاده کنید تا طناب تان را از نقاط لق- و تیز- در امان دارید و مرتبا آن را چک کنید.
o در نظر داشته باشید که شاید کیف یا کوله پشتی تان، در هنگام حمل هر چیزی را که سر راهش باشد از جا درآورد. هنگامی که طناب های فرودتان را پایین می کشید یک طرف بایستید، به بالا نگاه کنید و مواظب سنگ ریختن های بعدی باشید.
o شما هیچ کنترلی بر گروه بالاتر از خودتان ندارید و آنهایی هم که زیر شما هستند این خطر را پذیرفته اند. اگر شما دارید به آنها می رسید در میان آنها نچپید- اجازه بگیرید و رد شوید. شما می توانید احتمالا از آنها به سلامت بگذرید، اما بخاطر داشته باشید سنگنوردانی که در اثر سنگ های ریخته شده توسط گروه های بالایی کشته یا زخمی شده اند، همانهایی بودند که به گروه بالایی اجازه عبور داده بودند. گروهی که شما می خواهید ازشان عبور کنید، شاید شروع زودتری داشته اند تا از این خطر دوری کنند و هیچ اجباری ندارند که به شما اجازه عبور دهند. وقتی هم که شما بالای افراد دیگری هستید که شامل هم طنابتان نیز می شود، خودتان را جای آنها قرار دهید، کمی آهسته کنید و مراقب پاها و طنابتان باشید.

سنگنوردی بدون طناب (climbing unroped)
هر شخصی تا حدی این کار را انجام می دهد. دلیلی برای انجام ندادن نیست، اما دلیل خوبی برای محتاط بودن هست:چهارده سنگنورد کشته شدند و دو نفر شدیدا مجروح شدند هنگامی که خودخواسته بدون طناب بودند. دست کم هشت نفرشان 5.10 یا بیشتر صعود می کردند. بیشتر- اگر نه همه- این حوادث اجتناب پذیر بودند. شما ممکن است خودتان را در چند موقعیت بدون طناب بیابید- بر روی سنگی سطح سوم(Third-Class Terrain)، خودخواسته بر روی سنگی سطح پنجم(Fifth Class) و هنگامی که تعمدا مسیری را به صورت تک- طبیعی(Free-Solo) صعود می کنید.
صخره سطح سوم، ممکن است آسان باشد اما یه کم سنگ ریزه، تخته سنگ شل یا خیس، تاریکی، به علاوه لحظه ای حواس پرتی اضافه کنید تا درجه بندی بی معنی شود. چهار سنگنورد به همین روش کشته شدند. معمولا بر روی مسیرهای صعود و فرود مثل North Dome Gully [گردآبکند شمالی] و همه در نقاطی که تقاضای طناب نکرده بودند.
بعضی اوقات در حین صعود مسیر را گم می کنید یا در جایی که فکر می کنید پایان مسیر است بدون طناب می شوید، فقط به این دلیل که چند فوت سنگ سطح پنجم مسیر شما را مسدود کرده اند. طنابتان در کوله چپانده شده و عجله دارید. قبل از اینکه ادامه دهید به خاطر بیاورید که شما امروز قصد نداشتید مقدار نامشخصی را تک- طبیعی صعود کنید. چهار نفر به همین طریق مردند، سقوط از سنگی سطح پنجم که آنها بدون نقشه قبلی صعودش می کردند.
هفت نفر از چهارده نفر کشته شده در حین فرود یا موارد وابسته به فرود بوده اند. آنها به دلایل متعدد ناشی از آسانی مسیر در حالی که هنوز بر روی صخره ای سطح پنجم بودند، بدون اینکه به نزدیکترین کارگاه وصل شوند طناب را باز کردند. سه نفر به دلیل موقعیتشان سقوط کردند، تاقچه زیر تاقچه های بالایی فرو ریخته بود، یک نفر قصد داشته چند فوت آخر را به صورت طبیعی برگردد و دو نفر سعی داشتند دست به دست از طناب های فرودشان بالا بروند تا مشکلی را برطرف کنند. شبیه گروه های قبلی آنها هم همگی بر روی سنگی سطح پنجم بدون نقشه قبلی بی طناب ادامه داده بودند. به علاوه آنها همگی کارگاه حمایت را کاملا در دسترس داشتند. آیا این نزدیکی حس اشتباهی از ایمنی به آنها نداده بود!
هیچ سنگنورد تک- طبیعی کار درستی(true free-soloer) تا بحال کشته نشده است، با اینکه یک نفر شدیدا آسیب دید و فقط به دلیل سرعت عملیات نجاتش جان بدر برد. یک مرگ، احتمالا به خاطر سستی گیره بالاخره اتفاق افتاد. آیا تک- طبیعی کاران به دلیل برنامه ریزی پیشرفته ای که برای این کار داشته اند نسبت به آنهایی که بدون نقشه قبلی بی طناب می روند در کارشان ماهرتر نیستند؟ آیا این چهارده نفر بدشانس، در حالی که با موقعیت جدیدشان کاملا خو نگرفته بودند از نظر ذهنی کاملا آسوده بودند؟ ما می توانیم فقط گمان کنیم.
این موارد و پیشامدهای گزارش نشده دیگر را هنگامی که بر روی سنگی پرشیب هستید در ذهن داشته باشید. در هر لحظه نسبت به آنچه در زیر پا و در دست دارید هوشیار باشید. به قدر کافی شکیبا باشید تا برای پیدا کردن مسیری آسان تکه های بالا آمده را برگردید، و اگر کارگاه حمایتی در برابرتان است، قبل از رد کردنش دوبار تامل کنید. در پایان به یاد داشته باشید که توانایی سنگنوردی شما احتمالا بر روی مسیرهای تمیز و درجه بندی شده اندازه گیری می شود، نه بر روی شن و خزه خیس غیرقابل پیش بینی. سنگنورد 5.11 کار بودن به این معنی نیست که می توانید پرواز کنید.
پانويس:
The different classes used in the Yosemite Decimal System
Class 1 - Easy hiking.
Class 2 - Hiking with some altitude gain and loss.
Class 3 - Boulder hopping, occasionally using the hands.
Class 4 - Climbing, using the hands, but without the need for a belay
Class 5 - Technical climbing with a belay
Class 6 - Aid climbing

سرطنابي
در حوادث سقوط سرطناب به دلیل نبود میانی کافی، نه سنگنورد کشته و شش نفر به شدت مجروح شدند. اکثرا چون حرکات مشکل بوده، به سادگی افتاده اند و چندتایی قربانیان شکستن گیره ها بودند. چون قبل از اینکه میانی آنها را نگه دارد به چیزی برخورد می کردند، همگی آسیب دیدند. همچنین آنها میانی کافی کار نگذاشته بودند(یک سوم موارد) یا میانی تحت فشار سقوط در رفته بود(دوسوم باقیمانده). در هر مورد آسیب هایشان جدی بودند. چون آنها با سر یا بر روی پهلوهایشان سقوط می کردند- سر، گردن یا بالاتنه ضربه مرگباری دریافت می کرد. نیمی از آنها 50 فوت یا کمتر سقوط کردند. سنگنوردی که کوتاهترین مسافت(25 فوت) را سقوط کرده بود کشته شد و سنگنورد با بیشترین مسافت (270 فوت!) جان بدر برد.
آیا این فاجعه ها قابل پیشگیری بودند؟ در بعضی مواقع گفتنش سخت است، اما اغلب پاسخ «بله» است. در اینجا تعدادی درس هستند که معمولا به طریق دشواری فراگرفته شده اند:
· سنگنوردان اغلب عادت های حمایتی را که در مسیرهای یوسمیت می بینند «ترسناک» توصیف می کنند. قبل از اینکه شروع کنید، کارگاه حمایت شما چقدر ترسناک است؟ آیا کارگاه در مقابل کشش از همه جهات می تواند دوام بیاورد؟ آیا از چند بازو با تقسیم بار برابر تشکیل شده است؟ آیا بازوها در کنار هم و در راستای فشار سقوط هستند؟ آیا حمایتچی شما تجربه کار با آن ابزار حمایتی را دارد و در موقعیتی هست تا در هنگام سقوط شما موثر عمل کند؟(شما شگفت زده خواهید شد) آیا شما حتی بر روی یک طول آسان هم، در هنگام شروع به یک کارگاه جهت دار بسیار محکم وصل می شوید؟
· بر روی محاسبات زمین خوردنتان گول نخورید.(یک حمایتچی خوب می تواند شما را مطمئن کند) با احتساب کش طناب و شل بودن سیستم حمایت، ممکن است به اندازه دوبرابر فاصله تان از آخرین میانی به زیر آن سقوط کنید- اگر شما را نگه دارد.
· شفت ها تمایل دارند بیرون بپرند. یک نفر که در زیر شما شفت ها را جمع می کند، ممکن است یک سرطنابی راحت را به یک موقعیت زمین خوردن تبدیل کند. یا در طول سقوط شفت بالایی فقط تا زمانی شما را نگه دارد که طناب شفت های پایینی را به اطراف پرت کند و سپس خودش هم بیرون بیاید. برای اطمینان بیشتر در جاگذاری، شفت ها را با فشار بگذارید و تسمه های بلند به آنها بزنید. با این وجود یک فشار بر روی یک شفت جانبی در عمل بی فایده است. برجستگی های کوچک ممکن است تحت شرایط اولیه آن را محکم نگه دارد اما در حین سقوط راه را باز می گذارد. مخصوصا در مورد جاگذاری هایی که نمی توانید ببینید محتاط باشید و برای آنها پشتیبان بگذارید.
· ابزارهای بادامکی مرتبا خارج می شوند، اما به ندرت اشتباه از وسیله است و شاید بیشتر در اثر عجله باشد که با عدم اعتقاد در ممتاز بودن تکنولوژی جفت می شود. همانند رفتار با سایر ابزارها، یک جاگذاری کور- اغلب در یک شکاف پشت لبه- ممکن است محکم به نظر برسد اما بی فایده است.
· میخ های ثابت در اثر چرخه های سرما- گرما و استفاده مکرر شل می شوند. آنها ممکن است آنقدر خوب کوبیده نشده باشند تا به عنوان کارگاه شروع استفاده کنید. یک چکش تنها روش قابل اعتماد برای تست کردن و کوبیدن دوباره آنهاست، اما این روزها شما چکش های زیادی بر روی مسیرهای طبیعی نمی بینید. شما بر روی مسیرهای فرود نیز آنها را نمی بینید، اما ممکن است خودتان را آویزان از کارگاهی بیابید که به موزه تعلق دارد. اگر میخ ها را به نحو مناسب تست نمی کنید، به آنها اتکا نکنید- مرتبا برای آنها پشتیبان بگذارید.
· روش قابل اعتمادی برای تست رل ها وجود ندارد، اما دلایل زیادی برای انجام آن هست. برای مثال به طور معمول 4/1 پیچ های شکسته شده از نوعی نبودند که برای حمایت جانی یا فقط برای سنگنوردی طراحی یا اختصاص یافته باشند. کیفیت آنها متفاوت است؛ چندتایی تحت فشار وزن بدن شکسته شده اند و سایرین مثل آنها چشم براه شما هستند. قابل اعتماد بودن به کیفیت سنگ و مهارت رل کوب هم بستگی دارد. نتیجه سال ها تغییرات آب و هوایی و رفتار نادرست سنگنوردان با آنها رل های زیادی است که براحتی با انگشت ها یا یک کشش ناگهانی بوسیله تسمه بیرون می آیند. چندتایی صفحه رل هم به همان نسبت شکسته اند که یک حادثه مرگبار هم تابحال داشته است.
· هیچگاه رل را با چکش تست نکنید. در عوض صخره های اطراف، پیچ و صفحه رل را از لحاظ ترک خوردگی بررسی کنید و امیدوار باشید که آنها آنقدر بزرگ باشند که شما ببینید. آیا پیچ کاملا بسته شده و تماما در سوراخ رفته است؟ آیا مهره محکم بسته شده است؟ خوش شانس باشید!
· برای همه میانی های ثابت تست نشده پشتیبان بگذارید.
· خوب. شما این موضوع را می دانید. حالا دیگه کمی در سرطنابی دودل هستید و مشکلاتی را در ادامه مسیر حرفه ایتان داشته اید، اما کتاب گفته این مسیر 5.10a بوده، و وانگهی دو دختر نوجوان تا بالای این طول پیاده روی کرده اند. آن فقط 20 فوت بیشتره و یکی از آن قسمت ها جهش های پیاپی برای گیره دارد. دقیقه ای فکر کنید. آیا شما می خواهید این طول را تک- طبیعی(Free-Solo ) صعود کنید؟ همانطور که صعود می کنید پاسخ تان را در ذهن نگه دارید، زیرا میانی های کم کار گذاشتن تنها به این معنی است که شما ممکن نیست خودتان خواسته باشید.

در مورد سقوط - ایمن پایین افتادن – شبیه گربه- یک هنر است. سنگ کوتاه کار کردن به فراگرفتن مهارت لازم کمک می کند. مبحث کنترل کردن سقوط ممکن است خارج از سوال در مورد سقوط های 200 فوتی باشد، اما خطر آسیب در پایین افتادن های معمولی را کاهش خواهد داد. تا جایی که امکان دارد بر روی پاهایتان فرود بیایید- حتی اگر آن سقوط پایتان را بشکند، جذب کردن شوک به این روش ممکن است زندگی تان را نجات دهد. به پشت و پهلوها قرار گرفتن، خطرات بخصوصی در این زمینه خواهد داشت- یک مورد در حالتی که پشت به زمین هستید و دیگری هنگامی که دست تان از سنگ جدا می شود که سایش پاهایتان بر روی صخره ممکن است شما را به حالت شیرجه سرپایین- و به سمت پشت- بچرخاند.
· صندلی سینه در هنگام سقوط از معلق زدن شما جلوگیری نمی کند اما در حین سفت شدن طناب، شما را به سمت بالا می چرخاند. این کار احتمال صدمه جدی در مرحله توقف را کاهش می دهد و شاید اگر با وجود آسیب جدی برای مدتی طولانی آویزان بمانید جانتان را نجات دهد.
· دیواره زیر پای شما ممکن است عمودی به نظر برسد، اما حتی برخورد به یک تخته سنگ پرشیب هم می تواند مرگبار باشد. سه سنگنورد به همین وسیله کشته شدند.
· سقوط های آونگ دار شدیدا خطرناک هستند. اگر شما از فاصله 20 فوتی کنار آخرین میانی تان به سمت یک کنج پاندول شوید، با سرعت استخوان شکاننده ای برابر با سرعت برخورد با یک لبه بعد از 20 فوت سقوط عمودی به کنج برخورد می کنید. تفاوت اساسی در این است که شما بر روی پهلویتان فرود می آیید و اعضای حیاتی بدنتان در معرض ضربه قرار می گیرند. دو سنگنورد به این روش کشته شدند و دیگران با آسیب های شدیدی مواجه شدند. حتی برنامه های کوچک و مسیرهای آسان هم خطرناکند: یک پاندولی 20 فوتی بر روی مسیر Glacier Point Apron [بند یخچال] یک جمجمه شکست و استخوان لگن نفر دیگر را درهم کوبید. در سقوط های آونگ دار، هیچ تفاوتی بین سرطناب و نفر دوم نیست؛ فراموش نکنید که هنگام سرطناب رفتن یک تراورس دشوار، نفر دوم تان را از این فاجعه محافظت کنید.
سرطنابی را یاد بگیرید - چهار نفر از 15 نفر کشته شده یا شدیدا آسیب دیده در سقوط های سرطنابی، بر روی مسیرهای شناخته شده سنگنوردان خوبی بودند اما اکثرا تازه کار بودند و اغلب شناختی از مسیر نداشتند. در این قضیه شاید دو درس هماهنگ نهفته باشد.
o چون اولین 5.8 تان را سرطناب رفته اید یا میانی تان بر روی اولین سقوط نگهتان داشته است مغرور نشوید. سنگنوردان کارآزموده در اثر اشتباهاتی کشته شدند که فقط یک مبتدی ممکن است انجام دهد، پس هنوز زمان زیادی برای خرابکاری در حرفه تان باقی مانده است.
o صعود و میانی گذاری مهارت هایی کاملا جدا هستند اما هر دو شما را زنده نگه می دارند. هیچگاه در یک زمان خودتان را در چالش با هر دو درگیر نکنید- شما ممکن است مهارت و حضور ذهن لازم را نداشته باشید تا از یک موقعیت تحت فشار خارج شوید. اگر می خواهید حدود خودتان را فراتر ببرید مسیری را برگزینید که خوب شناخته شده باشد و برای میانی گذاری آسان باشد، برای تمرین، بیشتر از حد نیاز میانی جاگذاری کنید و توانایی و تجهیزان لازم را برای عقب نشینی داشته باشید.
o مسیریابی نیز مهارت نجات دهنده دیگری است. یک اشتباه در اینجا می تواند سریعا شما را در موقعیتی فراتر از توانایی تان در صعود، میانی گذاری یا هردو قرار دهد. یاد بگیرید که بالای سرتان را نگاه کنید و آنچه را که می خواهید ازش دوری کنید تشخیص دهید. قبل از صعود فیزیکی هر قسمت، آن را ذهنی صعود کنید.
o برخی مناطق آسان دره یوسمیت در واقع بسیار خطرناکند. آبرفتی های تنگ اغلب پر از تخته سنگ های لق هستند که با خزه بهم چسبیده اند. شاید فرصت های میانی گذاری کمیاب و مسیریابی پیچیده باشد. این ها معمولا مسیرهایی نیستند که در کاتالوگ ها آمده باشند. در چنین مناطقی سه یا چهار سنگنورد، در حین جستجو برای مسیرهای آسان جهت صعود، کشته- یا تقریبا کشته- شدند.
یک مسئله سرطنابی: طول آخر مسیر Nutcracker [بیسکویت آجیلی] برای یک جوجه سنگنورد 5.8 کار، چالشی اساسی در سرطنابی ایجاد می کند. شاید شما همانطور که صعود آسانی تا بالا در نظرتان است، در پای مسیر آسوده باشید. اما اگر در مورد میانی گذاری فراموشکاری کنید، یک لغزش در چند حرکت بعدی، ممکن است شما را به آن طرف مسیر بفرستد تا با تخته سنگ زیری برخورد کنید. این طول در مواقعی که میزان سقوط بیشتر از حد انتظار بوده، چندین قوزک شکسته داشته است و آسیب های جدی تری نیز ممکن است. چنین مناطقی در دره یوسمیت زیاد است و یک نکته ایمنی این است که در حین برنامه ریزی برای بالا رفتن به زیر پا نگاه کنید.


