تبليغاتX
دام زاد - معرفي و نقد كتاب - The Kurt Diemberger Omnibus
معرفي و نقد كتاب - The Kurt Diemberger Omnibus
 

كتاب كورت ديمبرگر                                The Kurt Diemberger Omnibus

 Includes Summits and Secrets: The Endless Knot: Spirits of the Air

             قله ها و رازها؛ گره بي انتها؛ ارواح سرگردان

858 صفحه                                          858 pages . Mountaineers Books

مارس 1999                                                                           march 1999

 

كتاب همانطور كه در عنوان بيان شده، شامل سه فصل اصلي است؛ «قله ها و رازها» به سال هاي اوليه ديمبرگر در آلپ و دو صعود بزرگ او در هيماليا مي پردازد، «گره بي انتها» داستان ارتباط او با جولي توليس «Julie Tullis» و فاجعه 1986 در k2 را بيان مي كند و «ارواح سرگردان» مجموعه اي از كارهاي فيلمسازي، صعودهاي حرفه اي و مسافرت هاي او را در سال هاي پس از 1990 در بر مي گيرد.

 

 

بدون شك، ديمبرگر دوران كوهنوردي برجسته اي را پشت سر گذاشته، هم از نظر تنوع فعاليت و هم مدت طولاني آنها؛ اما داستان نويسي او در اين كتاب به اين خوبي نيست. نوشته او پر است از سه نقطه هاي اضافي كه بعد از يك يا دو خط تيره به علامت تعجب ختم مي شوند. داستان هاي او به تدريج به سمت يك پايان بديهي پيش مي روند اما در آخرين لحظه از آن دور مي شوند و هدف مورد انتظار را بي معني مي كنند.

 

(همه جا آبي است. خطوط منحني نقش و نگارهاي برجسته، منظره زيبايي ساخته اند. مي ايستم و به بالا مي نگرم. واژه «عمود» بي معني شده است . . . نقاب يخي عظيم مانند چند گنبد بزرگ بر بالاي سر من، شروع به پرواز مي كند. دست كم بيست فوت جلو آمده، سپس به آرامي به سمت داخل لوله شده و در اثر سنگيني به پايين كشيده مي شود . . . «چند جمله توصيفي بيشتر به همين سبك» . . . همه اهداف روزانه فراموش شده اند. من نخستين فردي هستم كه به اين مكان مقدس قدم مي گذارم . . .)

[كورت ديمبرگر . قله ها و رازها]

 

با اين وجود، ديمبرگر در مورد وقايعي كه براي خودش مهم است، بسيار باشكوه مي نويسد. فصل «گره بي انتها» به شيوه اي ساده و تكان دهنده گفته شده، كه به همين دليل كتاب آن – كه قبلا جداگانه انتشار يافته بود – به شايستگي برنده جايزه Primio Itaz و كانديداي Boardman-Tasker شد. اين فصل با توجه به وجود پس زمينه حادثه در ذهن خواننده و گزارش تاسف برانگيز ديمبرگر، شكل يك تراژدي محكوم شده به خود مي گيرد. از لحظه اي كه ديمبرگر و توليس يك قوري له شده را در آوار بهمن در پاي كوه پيدا مي كنند(اشاره به خراب شدن كمپ4 در هزاران متر بالاتر) هميشه يك حسي از نگراني وجود دارد. چند تيم كوهنوردي با اطمينان بر وجود كمپ هاي بالا و ابزارهاي از قبل بارگذاري شده، پيشاپيش براي صعود قله حركت مي كنند غافل از اينكه همه از كوه روفته شده است؛ طوفان شديدي رخ داده و بالاي 7300 متر را خيلي تميز و زيبا برق انداخته است.

 

 

 

بعد از تلاش قله، يك طوفان شديد 5 روز توليس، ديمبرگر و پنج نفر ديگر را در بالاي هشت هزار متر بر روي شانه كوه زمينگير مي كند. تنها سرپناه همه آنها، دو چادر كوچك است. در آن آشفتگي، توليس و ديمبرگر در دو چادر جدا قرار مي گيرند و به دنبال آن توليس در خواب مي ميرد – ديمبرگر در سوزناك ترين حالت رواني قرار دارد هنگامي كه آخرين كلمات رد و بدل شده بين خودشان را توصيف مي كند، در حالي كه هيچكدام قادر به ديدن چهره ديگري نيست.

 

 

 Julie Tullis and Kurt Diemberger

 

وقتي هوا صاف مي شود، فقط ديمبرگر، ويلي بور«Willi Bauer» و مروكا ولف «Mrufka Wolf» به اندازه كافي انرژي دارند تا تلاشي براي نجات خود بكنند. بقيه – آلفرد ايميتزر«Alfred Imitzer»، آلن رز«Alan Rouse» و هانس وايزر«Hannes Wieser» - ارتفاع زده شده اند و تنها گذاشته مي شوند تا بميرند !

 

( من كه در جاي گرم و نرم نشسته ام، نمي توانم هيچ قضاوتي در اين مورد داشته باشم. البته خيلي از افراد قضاوت مي كنند، اما تا آنجايي كه من مي دانم هيچ كدام از آنها در چنين وضعيت جهنمي گرفتار نشده اند – پس از هشت روز ماندن در منطقه مرگ «بالاي هشت هزار متر»، با آب و غذاي ناچيز و لباس هاي خيس، بدون هيچ كپسول اكسيژن اضافي . . .)[Grant Hutchison]

 

(ماشين وحشتناكي بود كه همه ما بطور غيرقابل محسوس ولي اجتناب پذيري در حال مكيده شدن در چرخ دنده هاي آن بوديم . . . عملكرد آن بسيار پيچيده بود، طوري كه براي افراد غيرقابل شناختن بود؛ هر راهي كه مي توانست باعث بيرون آمدن ما از آن شرايط شود توسط تصميم گيري هاي فردي مسدود شد. اين تصميم گيري ها كه به خودي خود چندان مهم و حياتي نبودند، تحت آن شرايط باعث ايجاد دام مرگ براي هفت نفر در ارتفاع هشت هزار متري شدند.)[كورت ديمبرگر . گره بي انتها]

 

اما انتقاد به شيوه نگارش غلوآميز ديمبرگر بسيار است. ديمبرگر براي توصيف يك احساس ترجيح مي دهد پنج جمله استفاه كند و اين مي تواند حوصله خواننده را سر ببرد. او گاهي اوقات عبارت هاي فيلسوفانه بي ربطي نيز به كار مي برد و هميشه بين جالب، فيلسوفانه و دراماتيك نوشتن در نوسان است.

با اين همه، تمام فصول كتاب بدون توجه به روش نگارش، براي كساني كه به آقاي ديمبرگر يا تاريخ هيماليانوردي علاقمندند جالب است، اما براي ديگران فصل «گره بي انتها» - شايد – به اندازه قيمت كل كتاب باارزش باشد.

 

 

:منابع

http://www.firstandsecond.com/store/books/info/bookinfo.asp?txtSearch=244901

http://bubl.ac.uk/org/tacit/tac/tac42/k2andcou.htm

http://en.wikipedia.org/wiki/Kurt_Diemberger

http://www.chockstone.org/Media/Review.asp?Action=Show&BookID=15&LimitFormat=

 

 

| |